خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کویش دوش یا رب یا ربی بودکه را یارب ندانم مطلبی بود
۲
شب و روزی که در میخانه بودیمز حق مگذر که خوش روز و شبی بود
۳
کسی داند حدیث تلخ کامیکه جانش بر لب از شیرین لبی بود
۴
نبودم تیرهروز از عشق آن ماهبه چرخم گر فروزان کوکبی بود
صفحهٔ ۱ از ۲