خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بودآه از این راه که باریک تر از موی تو بود
۲
رهرو عشق از این مرحله آگاهی داشتکه ره قافلهٔ دیر و حرم سوی تو بود
۳
گر نهادیم قدم بر سر شاهان شایدکه سر همت ما بر سر زانوی تو بود
۴
پیش از آن دم که شود آدم خاکی ایجادبر سر ما هوس خاک سر کوی تو بود
صفحهٔ ۱ از ۴