خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من نمیگویم که عاقل باش یا دیوانه باشگر به جانان آشنایی از جهان بیگانه باش
۲
گر سرِ مقصود داری مو به مو جوینده شوور وصالِ گنج خواهی سر به سر ویرانه باش
۳
گر ز تیرِ غمزه خونت ریخت ساقی دم مزنور به جای باده زهرت داد در شکرانه باش
۴
چون قدح از دستِ مستان میخوری مستانه خورچون قدم در خیلِ مردان میزنی مردانه باش
صفحهٔ ۱ از ۴