شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دهان او لبالب شد ز نوشغنچه را در پوست خون آمد به جوش
۲
بزم او بهتر ز گلگشت بهشتنام او خوش تر ز الهام سروش
۳
با غمش تا طاقتی داری بسازدر پی‌اش تا ممکنت باشد بکوش
۴
صید قید او نمی‌یابد خلاصمست جام او نمی‌آید به هوش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth