خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در راه عشق من نگذشتم ز کام خویشگامی میسرم نشد از اهتمام خویش
۲
دوش از نگاه ساقی شیرینکلام خویشمست آن چنان شدم که نجستم مقام خویش
۳
کیفیتی که دیدهام از چشم مست دوستهرگز ندیده چشم جم از دور جام خویش
۴
یاران خراب باده و من مست خون دلمست است هر کسی ز می نوشفام خویش
صفحهٔ ۱ از ۳