خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی نداده ساغر چندان نموده مستمکز خود خبر ندارم در عالمی که هستم
۲
از بس قدح کشیدم در کوی می فروشانهم جامه را دریدم، هم شیشه را شکستم
۳
خورشید عارض او چون ذره برده تابمبالای سرکش او چون سایه کرده پستم
۴
کام دلم تو بودی هر سو که میدویدمسر منزلم تو بودی هر جا که مینشستم
صفحهٔ ۱ از ۳