شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سر آتش سوزنده نشیمن کردممعنی عشق تو را بر همه روشن کردم
۲
کسی از دور فلک این همه اندیشه نکردکه من از گردش آن نرگس رهزن کردم
۳
خادم غیر شدم با همهٔ غیرت عشقآه کز دوستی‌ات خدمت دشمن کردم
۴
سنگ نالید به حال دل دیوانهٔ منبس که در کوه غمش ناله و شیون کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth