شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر گاهی بدان مه پاره یک نظاره می‌کردمگریبان فلک را تا به دامان پاره می‌کردم
۲
گر آن خورشید خرگاهی ندیم بزم من می‌شدبزرگی زین شرف بر ثابت و سیاره می‌کردم
۳
ندانستم که دور چرخش از من دور می‌سازدو گر نه چارهٔ چشم بد استاره می‌کردم
۴
اگر کس می‌شنید از من فسون و مکر گردون رابسی افسانه زین افسونگر مکاره می‌کردم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth