خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه به دیر همدمم شد، نه به کعبه هم نشینمعجبی نباشد از من که بری ز کفر و دینم
۲
تو و کوچهٔ سلامت، من و جادهٔ ملامتکه به عالم مشیت تو چنان و من چنینم
۳
نه تو من شوی، نه من تو، به همین همیشه شادمکه به کارگاه هستی تو همان و من همینم
۴
ز سجود خاک پایش به سرم چهها نیامدقلم قضا ندانم چه نوشته بر جبینم
صفحهٔ ۱ از ۳