خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب آن نامهربان مه دل فراگیرد ز کینمنرم گردد آهنش از تف آه آتشینم
۲
گر نگیرد دامنش، داد از غبار هرزه گردمور نیفتد بر رخش، آه از نگاه واپسینم
۳
با نسیم طره او در بهارستان روممبا خیال صورت او در نگارستان چینم
۴
خود چه اندیشم ز هجران من که در بزم وصالمیا چه تشویشم ز دوزخ من که در خلد برینم
صفحهٔ ۱ از ۳