خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری عینم
۲
کمند طره نهادی به پای طاقت و تابمسپاه غمزه کشیدی به غارت دل و دینم
۳
نه دست آن که دمی دامن وصال تو گیرمنه بخت آن که شبی جلوهٔ جمال تو بینم
۴
مرا چه کار به دیدار مهوشان زمانهکه با وجود تو فارغ ز سیر روی زمینم
صفحهٔ ۱ از ۳