شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به گل‌زار رخش افتد نگاه گاه گاهمگل به دامن می‌توان برد از گلستان نگاهم
۲
گفتمش گل چیست، گفتا پیرهن چاک نسیممگفتمش مه چیست، گفتا سایه پرورد کلاهم
۳
قصهٔ توفان نوح افسانه‌ای از موج اشکمشعلهٔ نار خلیل انگاره‌ای از برق آهم
۴
کو چنان عشقی که تا یک جا بفرساید وجودمکو چنان برقی که تا یک سر بسوزاند گیاهم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth