خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب نگه افتاد بر آن غیرت ماهمیارب که نماند به رخش عکس نگاهم
۲
سنگین دل او نرم شد از قطرهٔ اشکمبازار وفا گرم شد از شعلهٔ آهم
۳
در عین مذلت سگ او همدم من شدبر خاک در دوست ببین عزت و جاهم
۴
گفتم سر راهت نرسیدم به امیدیگفتا که بکش پای امید از سر راهم
صفحهٔ ۱ از ۴