شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بس عرق شرم نشسته‌ست به رویممحروم ز نظارهٔ آن روی نکویم
۲
چندی است که سودایی آن غالیه گیسوعمری است که زنجیری آن سلسله مویم
۳
دل گمشده بر خاک درش بس که فزون استترسم که نشان از دل گم گشته نجویم
۴
آن ماه پری چهره گر از پرده درآیدمردم همه دانند که دیوانهٔ اویم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth