شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۲۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بودتا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
۲
دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون می‌گشتباز مشتاقِ کمان‌خانهٔ ابرویِ تو بود
۳
هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی می‌دادور نه در کس نرسیدیم که از کویِ تو بود
۴
عالَم از شور و شرِ عشق خبر هیچ نداشتفتنه‌انگیزِ جهان غمزهٔ جادویِ تو بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth