خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرضه دادم در بر جانان وفای خویشتنزیر تیغ امتحان رفتن به پای خویشتن
۲
تا نگردد خون من در حشر دامن گیر اواول از قاتل گرفتم خون بهای خویشتن
۳
آخر از دست جفایش چاک کردم سینه راخود به دست خویشتن دادم سزای خویشتن
۴
تیره شد روزم ز تاثیر دعای نیم شببین چهها میبینم از دست دعای خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۳