خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نرگس بیمار تو گشته پرستار منتا چه کند این طبیب با دل بیمار من
۲
خفتهٔ بیدار گیر گرچه ندیدی ببینچشم پر از خواب خویش دیدهٔ بیدار من
۳
رسم تو عاشقکشی شیوهٔ من عاشقیتیغ زدن شغل تو، کشته شدن کار من
۴
با همه تیر بلا کآمده بر دل مرااز مژهات برنگشت بخت نگونسار من
صفحهٔ ۱ از ۴