شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من بندهٔ آنم که ببوسد دهن تووز هر دهنی نشنود الا سخن تو
۲
ترسم به جنون کار کشد اهل خرد رادر سلسلهٔ زلف شکن بر شکن تو
۳
اندیشهٔ مردم همه از شور قیامتتشویش من از قامت عاشق فکن تو
۴
شاید که شود رنگ به خون دل شیرینهر تیشه که بر سنگ زند کوه کن تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth