شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آهی که رخنه کردم، از وی به سنگ خارهعاجز شد از دِلِ دوست، یا رب دگر چه چاره؟ 
۲
بیداری‌ام چه دانی؟ ای خفته‌‌ای که شب‌هانَنْشَسته‌ای به حسرت، نشمرده‌ای ستاره
۳
جانان اگر نشیند، یک بار در کنارمیک باره می‌توانم، کردن ز جان کناره
۴
گفتم به شحنه نالم، از چشم او ولیکنپروا ز کس ندارد، مست شراب خواره
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth