شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رهزن ایمان من شد نازنین تازه‌ایرفتم از کیش مسلمانی به دین تازه‌ای
۲
خواجه هی خاموش باش امشب که اصحاب حضورخلوتی دارند با خلوت‌نشین تازه‌ای
۳
کاشکی می‌ریخت از بهر سرشک دیده‌امدست معمار قضا طرح زمین تازه‌ای
۴
گر ز چین آشوب برخیزد عجب نبود که بازبر سر زلف تو افتاده‌ست چین تازه‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth