شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک جام با تو خوردن یک عمر می‌پرستییک روز با تو بودن، یک روزگار مستی
۲
در بندگی عشقت از دست رفت کارمای خواجهٔ زبر دست رحمی به زیر دستی
۳
بر باد می‌توان داد خاک وجود ما راتا کار ما به کویت بالا رود ز پستی
۴
با مدعی ز مینا می در قدح نکردیتا خون من نخوردی تا جان من نخستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth