شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه خلاف سر زد از ما که درِ سرای بستیبرِ دشمنان نشستی، دلِ دوستان شکستی
۲
سرِ شانه را شکستم به بهانهٔ تطاولکه به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی
۳
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کُشتیز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خَستی
۴
کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگزتو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth