خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا از مژهٔ دلکش تیری به کمان داریهر گوشه شکاری را حسرت نگران داری
۲
فرخنده پر آن مرغی کش غرقه به خون سازیآسوده دل آن صیدی کش بهر نشان داری
۳
هم بادهگساران را بشکسته قدح خواهیهم شاهسواران را بگسسته عنان داری
۴
در حلقهٔ مشکینت سر رشتهٔ آزادیدر حلقهٔ مرجانت سرمایهٔ جان داری
صفحهٔ ۱ از ۳