شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو شکر لب که با خسرو بسی شیرین سخن داریکجا آگاهی از شوریده حال کوه کن داری
۲
مرا از انجمن در گوشهٔ خلوت نشانیدیولی با مدعی خوش خلوتی در انجمن داری
۳
من آن شهرم که سیلاب محبت ساخت ویرانمتو آن گنجی که در ویرانهٔ دلها وطن داری
۴
نخواهی بر سر خاک من آمد روز محشر همکه از هر سو هزاران کشتهٔ خونین کفن داری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth