شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این چه دامی است که از سنبل مشکین داریکه به هر حلقهٔ آن صد دل مسکین داری
۲
همه را نیش محبت زده‌ای بر دل ریشاین چه نوشی است که در چشمهٔ نوشین داری
۳
خون بها از تو همین بس که ز خون دل مندست رنگین و کف پای نگارین داری
۴
عرقت خوشهٔ پروین و رخت خرمن ماهوه که بر خرمن مه خوشهٔ پروین داری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth