شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من به غیر از تو کسی یار نگیرم، آریهمت آن است که الا تو نگیرد یاری
۲
ای سر زلف قمرپوش عجب طراریعقربی، میرشبی، بلعجبی، جراری
۳
دوش یک نکته ز بوی تو حکایت کردمتا صبا مهر کند خانهٔ هر عطاری
۴
طبلهٔ مشک تتاری همه آتش گیردگر تو بر باد دهی زان خم گیسو تاری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth