خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَدبر رویِ ما ز دیده چه گویم چهها رَوَد
۲
ما در درونِ سینه هوایی نهفتهایمبر باد اگر رَوَد دلِ ما زان هوا رود
۳
خورشیدِ خاوری کُنَد از رَشک جامه چاکگر ماهِ مِهرپرورِ من در قبا رود
۴
بر خاکِ راهِ یار نهادیم رویِ خویشبر رویِ ما رواست اگر آشنا رود
صفحهٔ ۱ از ۲