شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۵۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به دنبال دل آن زلف رود هیچ مگویکه به چوگان نتوان گفت مرو در پی گوی
۲
گر ز بیخم بکند، دل نکنم زان خم زلفور به خونم بکشد، پا نکشم زان سر کوی
۳
دل به سختی نتوان کند از آن زلف بلنددیده هرگز نتوان دوخت از آن روی نکوی
۴
یا به تیغ کج او گردن تسلیم بنهیا ز خاک در او پای بکش، دست بشوی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth