خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهینگاه دار دلی را که بردهای به نگاهی
۲
مقیم کوی تو تشویش صبح و شام نداردکه در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی
۳
چو در حضور تو ایمان و کفر راه نداردچه مسجدی چه کنشتی، چه طاعتی چه گناهی
۴
مده به دست سپاه فراق ملک دلم رابه شکر آن که در اقلیم حسن بر همه شاهی
صفحهٔ ۱ از ۳