خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۵۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرم آن عاشق که آشوب دل و دینش توییکار فرمایش محبت، مصلحت بینش تویی
۲
شورش عشاق در عهد لب شیرین لبتای خوشا عهدی که شورش عشق و شیرینش تویی
۳
عاشق روی تو مینازد به خیل عاشقانپادشاهی میکند صیدی که صیادش تویی
۴
مستی عشق تو را هشیاری از دنبال هستبر نمیخیزد ز خواب آن سر که بالینش تویی
صفحهٔ ۱ از ۳