شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تَرسَم که اشک، در غمِ ما پرده‌دَر شودوین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
۲
گویند سنگْ لَعل شود، در مقامِ صبرآری شود، وَلیکْ به خونِ جِگِر شود
۳
خواهَم شُدَن به میکده گریان و دادخواهکَز دستِ غَم خلاصِ مَن، آنجا مَگَر شود
۴
از هَر کَرانه تیرِ دُعا کَرده‌ام رَوانباشَد کَز آن میانه یکی کارگر شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth