خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر چه بر واعظِ شهر این سخن آسان نشودتا ریا وَرزَد و سالوس مسلمان نشود
۲
رِندی آموز و کَرَم کُن که نه چندان هنر استحَیَوانی که ننوشد مِی و انسان نشود
۳
گوهرِ پاک بِباید که شود قابلِ فیضوَر نه هر سنگ و گِلی، لؤلؤ و مرجان نشود
۴
اسمِ اعظم بِکُنَد کارِ خود ای دل! خوش باشکه به تَلبیس و حِیَل، دیو مسلمان نشود
صفحهٔ ۱ از ۲