خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جفا مکن که جفا رسم دلربایی نیستجدا مشو که مرا طاقت جدایی نیست
۲
مدام آتش شوق تو در درون منستچنانکه یک دم از آن آتشم رهایی نیست
۳
وفا نمودن و برگشتن و جفا کردنطریق یاری و آیین دلربایی نیست
۴
ز عکس چهرهٔ خود چشم ما منور کنکه دیده را جز از آن وجه روشنایی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲