شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا ز وصل تو حاصل به جز تمنا نیستخیال زلف تو بستن خلاف سودا نیست
۲
وفا ز عهد تو میجست دوش خاطر منجواب داد که خود این متاع با ما نیست
۳
بسی بگفتمت ایدوست هست رای منتدهان ز شرم فرو بسته‌ای همانا نیست
۴
هزار بوسه ز لب وعده کرده‌ای و یکینمیدهی و مرا زهرهٔ تقاضا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth