شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه به ز شیوهٔ مستان طریق ورائی هستنه به ز کوی مغان گوشه‌ای و جائی هست
۲
دلم به میکده زان میکشد که رندان راکدورتی نه و با یکدگر صفائی هست
۳
ز کنج صومعه از بهر آن گریزانمکه در حوالی آن بوریا ریائی هست
۴
گرت به دیر مغان ره دهند از آن مگذرقدم بنه که در آن کوچه آشنائی هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth