شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعل نوشینش چو خندان می‌شوددر جهان شکر فراوان می‌شود
۲
قد او هرگه که جولان می‌کندگوییا سرو خرامان می‌شود
۳
پرتو رویش چو می‌تابد ز دورآفتاب از شرم پنهان می‌شود
۴
قصهٔ زلفش نمی‌گویم به کسزآنکه خاطرها پریشان می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth