شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجا کسیکه مرا مژدهٔ چمانه دهدعلی‌الصباح به من بادهٔ شبانه دهد
۲
ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرانشان به کوی مغان و می مغانه دهد
۳
خوشا کسیکه چو رندان ز خانه وقت سحربدر گریزد و تن در شرابخانه دهد
۴
غلام دولت آنم که هرچه بستاندبه شمع و شاهد و چنگ و دف و چغانه دهد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth