شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۲۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم غمِ تو دارم گفتا غمَت سرآیدگفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید
۲
گفتم ز مِهروَرزان رسمِ وفا بیاموزگفتا ز خوب‌رویان این کار کمتر آید
۳
گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندمگفتا که شب‌رو است او از راهِ دیگر آید
۴
گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth