شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سرِ آنم که گر ز دست برآیددست به‌کاری زنم که غصّه سرآید
۲
خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداددیو چو بیرون رود فرشته درآید
۳
صحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداستنور ز خورشید جوی بو که برآید
۴
بر درِ اربابِ بی‌مروّتِ دنیاچند نشینی که خواجه کی به درآید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth