شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا دلیست گرفتار خطهٔ شیرازز من بریده و خو کرده با تنعم و ناز
۲
خوش ایستاده و با لعل دلبران در عشقطرب گزیده و با جور نیکوان دمساز
۳
گهی به کوی خرابات با مغان همدمگهی معاشر و گه رند و گاه شاهدباز
۴
همیشه بر در میخانه میکند مسکنمدام بر سر میخانه میکند پرواز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth