شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوزآخر نشد میانهٔ ما ماجری هنوز
۲
ما خستگان در آتش شوقش بسوختیموان شوخ دیده سیر نگشت از جفا هنوز
۳
بعد از هزار درد که بر جان ما نهادرحمت نکرد بر دل مسکین ما هنوز
۴
از کوی دوست بیخود و سرگشته میرویمدل خسته بازمانده و چشم از قفا هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth