خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوشخوشا کسیکه کند عیش با نگاری خوش
۲
کنار جوی گزین گوش سوی بلبل دارکنون که هست به هر گوشهای کناری خوش
۳
گرت به دست فتد دامنی که مقصود استبگیر دامن کوهی و لالهزاری خوش
۴
بیا به وصل دمی روزگار ما خوش کنبه شکر آنکه ترا هست روزگاری خوش
صفحهٔ ۱ از ۲