خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز در میکده سر حلقهٔ رندان شدهامباز در کوی مغان بی سر و سامان شدهام
۲
نه به مسجد بودم راه و نه در میکده جایمن سرگشته در این واقعه حیران شدهام
۳
بر من خستهٔ بیچاره ببخشید که منمبتلای دل شوریدهٔ نالان شدهام
۴
رغبتم سوی بتانست ولیکن دو سه روزاز پی مصلحتی چند مسلمان شدهام
صفحهٔ ۱ از ۲