شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگه که شبی خود را در میکده اندازیمصد فتنه برانگیزیم صد کیسه بپردازیم
۲
آن سر که بود در می وان راز که گوید نیما مونس آن سِرّیم ما محرم آن رازیم
۳
هر نغمه که پیش آرند ما با همه در شوریمهر ساز که بنوازند ما با همه در سازیم
۴
زین پیش کسی بودیم و امروز در این کشورما جمری بغدادیم ما بکروی شیرازیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth