خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیمبر لب رسید جان و به جانان نمیرسیم
۲
گر رهروان به کعبهٔ مقصود میرسندما جز به خارهای مغیلان نمیرسیم
۳
آنانکه راه عشق سپردند پیش از اینشبگیر کردهاند به ایشان نمیرسیم
۴
ایشان مقیم در حرم وصل ماندهاندما سعی میکنیم و به دربان نمیرسیم
صفحهٔ ۱ از ۲