شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی لعل لبت درج لئالیمه روی ترا شب در حوالی
۲
چو چشمت گشتم از بیمار شکلیچو زلفت گشتم از آشفته حالی
۳
حدیث زلف خود از چشم من پرس«سل السهران عن طول اللیالی»
۴
ز شوق قامتت مردم خدا را«ترحم ذلتی یا ذالمعالی»
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth