خلوتی با عبید زاکانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح همو گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سپیدهدم علم صبح چون روان کردندزمهر بر سر آفاق زرفشان کردند
۲
مدبران امور فلک ز راه ختنبه تیرگی ز حبش لشگری روان کردند
۳
به صد لباس برآمد سپهر بوقلمونچو صبح را تتق از ساده پرنیان کردند
۴
چو چتر خسرو خاور خرام پیدا شدسپاه شب بنه در کوهها نهان کردند
صفحهٔ ۱ از ۸