شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهان بر ابرویِ عید از هِلال وَسمه کشیدهِلال عید در ابرویِ یار باید دید
۲
شکسته گشت چو پشتِ هلال قامتِ منکمانِ ابرویِ یارم چو وَسمه بازکشید
۳
مگر نسیمِ خَطَت صبح در چمن بگذشتکه گُل به بویِ تو بر تن چو صبح جامه درید
۴
نبود چنگ و رَباب و نَبید و عود، که بودگِلِ وجودِ من آغشتهٔ گلاب و نَبید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth