شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَرخَرمنِ سوختگان را همه گو باد بِبَر
۲
ما چو دادیم دل و دیده به طوفانِ بلاگو «بیا سیلِ غم و خانه ز بنیاد بِبَر»
۳
زلفِ چون عَنبَرِ خامَش که ببوید؟ هیهاتای دلِ خام‌طمع! این سخن از یاد بِبَر
۴
سینه گو «شعلهٔ آتشکدهٔ فارس بِکُش»دیده گو «آبِ رخِ دجلهٔ بغداد بِبَر»
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth