خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطْلَعِ الفَجْر»
۲
دلا در عاشقی ثابتقدم باشکه در این رَه نباشد کار بیاجر
۳
من از رندی نخواهم کرد توبهو لو آذَیْتَني بِالْهَجرِ و الْحَجر
۴
برآی ای صبحِ روشندل خدا راکه بس تاریک میبینم شبِ هَجر
صفحهٔ ۱ از ۲